فرستنده sobhanدر تاريخ ۱۳۸۷/۱/۲۲ ۱:۰۰:۰۰ (516 بار خوانده شده)
ستار سوقي شاعر نامدار تركمن، عصر جمعه 13/2/87 ميهمان گنبدي ها بود. وي به دعوت از انجمن شعر و ادب تركمني ميراث در جمع شاعران و اهالي ادبيات در كتابخانه عمومي مختومقلي به ارائه سخنان مهمي پرداخت كه بنا به اهميت موضوع در ذيل مي آيد. با ما همراه باشيد.
به شما دوستان و سروران عزيز سلام عرض مي كنم. من از انجمن ميراث تشكر مي كنم كه اين فرصت را در اختيار من قرار داد تا به ارائه ديدگاه هاي خود بپردازم. بدون شك اينگونه جلسات باعث رشد و توسعه ادبيات خواهد شد. اميدوارم كه نشست ها و جلسات ادبي و فرهنگي و اجتماعي روز به روز در صحرا بيشتر شود. زبان تركمني جزئي از هويت ماست. و ما بايد از آن پاسداري كنيم. در اين بين شاعران نقش مهمي دارند كه قابل ستايش است. شاعران بايد در زندگي ادبي خود موارد زير را توجه كنند.
اول اينكه قبل از هر چيز خصوصيات و رفتارها و اخلاق حسنه خود را تقويت كنند. و انسان به تمام معنا باشند. دوم اينكه از عادت هايي كه ايل نمي پسندد دوري كنند. سوم اينكه به زبان مادري خود تسلط كافي داشته باشند و اصيل صحبت كنند. چهارم اينكه پاك و نظيف و منظم و آراسته باشند. كه در اين زمينه شاعران قديم ما الگو بودند. پنچم اينكه جوهره عشق را در وجودشان حفظ كرده و تقويت نمايند.
من در سنين سيزده-چهارده سالگي شعر گفتن را آغاز كردم. لطيف سوقي و عظيم سوقي كه از بستگان اديب و همسايه ما بودند وقتي ذوق و قريحه شعري مرا مي ديدند شاد شده و مرا بسيار تشويق مي كردند و راهنمايي مي نمودند. در آن هنگام با راديو گرگان آشنا شدم وبه آن گوش فرا مي دادم. مخصوصا جمعه كه شاعران، شعر خواني داشتند. يكي از اين برنامه ها به من اختصاص يافت. كه مرا بسيار خوشحال نمود. آن زمان وقتي مي ديدم كه ايل تركمن شعرم را از راديو گوش فرا مي دهند سر از پا نمي شناختم و اين امر باعث شد كه بسيار دلگرم شوم. و قلمم را به زمين نگذارم. در راديو گرگان استادان و بزرگاني چون قربانگلدي آهونبر ، نور بردي جرجاني و اراز محمد صحنه و طوفان كار مي كردند. كه راهنما و هدايتگر من بودند. آنها دستم را گرفتند و ياري ام كردند. عامل ديگري كه در زندگي شعري من اثر گذاشت دردي طريك باخشي نام آور تركمن صحرا بود. وي در روستاي آق قبر سه-چهار كيلومتري شمال روستاي ما زندگي مي كند. و ما با پاي پياده به آنجا مي رفتيم و صداي دوتار را با صداي حزين و سوزناك وي گوش فرا مي داديم و سرمست مي شديم. در آن زمانها استاد دردي طريك هفت يا هشت شعرم را به صورت قطعه اجرا كرد و در ميان ايل پخش شد. و اين امر نيز به من روحيه مي داد و قوت مي بخشيد.
اشعار اوايل جواني ام را به نام(اون يدينگ ميوه سي) آماده كردم. عامل ديگري كه در شعر من تاثير گذاشت مطالعه كتابهاي كلاسيك تركمن به مانند زهره و طاهير و صاياد همراه و .... بود. آن زمان زهره طاهير را از نسخه هاي قديمي به صورت دست نويس مي نوشتيم. كه در ذهن ها ماندگار مي شد. در اولين آثار من عشق جايگاه مهمي دارد. و حتي با آن عجين است. در ادبيات بايد گفت كه شاعري نيست كه از شاعران ديگر الهام نگرفته باشد . چه بسا اشعار شاعران را مطالعه مي كنم. و يك جرقه و موضوعي در ذهنم ايجاد مي شود و اثر جديدي خلق شده است. در دوره هاي قبل از انقلاب اشعارم موضوعات سياسي اجتماعي اخلاقي داشت. در آن دوران قربان گلدي آهونبر و طواق بردي سوقي يار و همراهم بودند. در سال 1351 كه 25 ساله بودم مدتي در زندان بودم و در آنجا اشعاري سرودم كه ثمره آن خلق كتاب ساوچي بود. پس از آن به ادبيات عرفاني گرايش پيدا كردم. و در موضوعات عرفاني تامل كردم وبا ابراهيم بدخشان گيجه لررا خلق كردم. آنچه ساوچي را ساوچي كرد كلمات اصيل و واژگان كلاسيك در آن بود. پرداختن به مسائل عرفاني در ميان شاعران تركمن اندك است.امروزه من به سرودن اشعار عرفاني علاقه دارم. شاعر امروز بايد از جامعه دور نباشد و مسائل مهم جامعه اش را در شعر منعكس كند در واقع او بايد فرزند زمان خويش باشد.
آنچه كه يك شاعر هميشه از خودش بپرسد اين است كه چه چيزي به خلق داده است. چقدر توانايي در سرودن اشعار داشته است؟ آيا اشعار وي تاثيري در مردم ايجاد كرده است؟ آيا شاعر مردم رابه شعرش جذب كرده است؟ در سالهاي 41_40 مجموعه شعري جمع آوري كردم كه از خودم، دردي استاسوقي و كريم قربان نفس بود. و اينك رنگ و روي آن دفتر از بين رفته است كه الان شما در دستان من مي بينيد. من هم چنين در زمينه ي شعر نو نيز طبع آزمايي كردم و اشعاري خلق كرده ام. شعر نو جذابيت هاي خود را دارد كه پرداختن به آن لازم است ولي بايد اين امر را توجه كنيم كه شعر كلاسيك را نبايد فراموش كنيم. ما امروز نيم قرن ديگر براي رشد و تعالي شعر كلاسيك زمان نياز داريم. سرودن شعر نو برايم سخت و دلهره آور است. در زمينه ي ترجمه نيز كار كرده ام و اشعاري از زبان فارسي به تركمني ترجمه كرده ام. ترجمه سخت ترين كار هاست. چون امانت است و بايد امانتدار بود. من اشعاري از مولانا،حافظ، امام خميني را ترجمه كرده ام. كريم قربان نفس يك سخن معروف در باره ترجمه دارد و آن اين است كه ترجمه بايد ترجمه بودن خود را مشخص نكند. ولي باور من اين است كه روح و جوهره شعر در ترجمه بايد محفوظ بماند. در پايان از حسن توجه و حوصله ي شما دوستان عزيز كمال تشكر را دارم لازم به ذكر است كه ستار سوقي در بين سخنان خود اشعاري را قرائت كرد. ودر پايان به سئوالات حاضران پاسخ داد. وي درباره سئوال عدم شيرين بودن اشعار كنوني شاعران را در كم تر استفاده نمودن از كلمات اصيل تركمن دانست. وي درباره ي اشعار جرن غيز _آق مايانگ كوشكي گفت كه زمان سرايش اين آثار محيط و جامعه پاك تر، ساده تر و بي غل و غش تر و آرام تر از زمان كنوني بود. كه ببدون شك در شعر اثر خود را مي گذاشت. در واقع اين اشعار سبك خاص خود را دارند كه جذابيت خاص دارند.
در حاشيه مراسم چه گذشت
1-انجمن ميراث كه در سال 1377 تاسيس شد هر از گاه اساتيد فرهنگ و ادبيات و تاريخ تركمن را دعوت به سخنراني مي كند كه در نوع خود جالب توجه است.
2-مجري برنامه منصور طبري رئيس انجمن ميراث بود. اعضاي هيات مديره انجمن تلاشهاي زيادي كردند.
3-پس از پايان مراسم برخي از حاضرين مجلس به مجلس ختم مادر عبدالقهار صوفي راد به روستاي ايمر محمد قلي آخوند گنبد رفتند.
4- مجري برنامه تاسيس سايت اينترنتي اولكاميز را به عنوان اولين پايگاه اطلاع رساني آق قلا اعلام نمود. لازم به ذكر است اين سايت به همت برخي از فعالان آق قلا در اسفند ماه 1386 افتتاح شد.
5-مجري مراسم خبر جشن عروسي رشيد نافعي از فعالان سياسي تركمن را اعلام نمود و حاضران را براي حضور در چشن مورخه 9/3/87 به امچلي دعوت كرد.
6-علارغم اطلاع رساني انجمن ، حضور افراد پررنگ نبود و نيمي از صندلي هاي سالن خالي بود كه جاي تامل بسيار داشت.
7-حضور خبرنگاران سايت اولكاميز ، سايت تركمن استيودنت و برخي از دانشجويان پيام نور گنبد از نقاط قوت مراسم بود.
8-برخي از فعالان فرهنگي ادبي آق قلا – بندر تركمن و كلاله نيز در جلسه حضور داشتند.
نويسنده : لطيف ايزدي تاريخ : 14/02/1387 منبع: سايت اولكاميز
بیشک دیدگاه هر کس نشانهی تفکر اوست، ما در برابر نظر دیگران مسئول نیستیم