مطالب سايت
معرفي اعضا انجمن : توي محمد ايازي
فرستنده sobhan در تاريخ ۱۳۸۶/۲/۹ ۱۹:۲۰:۰۰ (479 بار خوانده شده)

Open in new window
اين حقير توي محمد ايازي هستم متولد 1353 ساكن گنبد كاووس در خانواده اي به دنيا آمدم كه دست هاي پنبه بسته و عرق جبين پدري پير و لقمه اي نان معرفت افتخارمان بود ،پدر پيرم شعرهاي مختوم قلي را زمزمه مي كرد و صداي دلنوازش،طنين انداز روحم مي گشت،مادري داغ ديده داشتم كه شعرهايي را به زبان محلي مي خواند و مي گفت:

پسرم زمانه مرا بدين سان شاعر كرد، من در چنين خانواده اي بزرگ شدم كه از فقر و بي عدالتي رنج مي برد و هر از عمرم مي گذشت احساساتم بيشتر تراوش مي كرد و موجب مي شد كه فردي دائماً در تفكر و تأمين معاش خانواده باشم و زندگيم بسان هم سالانم نباشد و بدين گونه بود كه از سال 1375 دست به قلم بردم و به نوشتن پرداختم،اصولاً شعر هر شخصي بيانگر نوع زندگي و انديشه ي سراينده ي آن است و شعر من نيز كه گاه از قالب خاص خود بيرون مي آيد به مانند ارابه ي شكسته اي است كه صدا مي كند و صداي شكسته ي ارابه ي شكسته ام گوياي حقيقت تلخ زندگي من و امثال من است.

يكي از عشق مي گويد-يكي از طبيعت مي سرايد و يكي چون اين حقير كه روحيه ي انتقادگري دارد با توجه به معضلاتي كه در جامعه مي بيند به يك چراهايي در ذهن خود مي رسد و كوشش براي يافتن جواب اين چراها موجب سر شكستگي مي شودكه با دنياي آرماني شاعر فاصله دارد.حقيقت اين است كه هر شخصي هر سراينده اي براي خودش مدينه ي فاضله اي دارد -دنياي آرماني دارد،دنياي آرماني اين حقير سراسر سپيدي و سبزي است كه نشان از صلح و آرامش است و با دنياي واقع در تعارض كامل است،من در اينجا با انسان هايي كه دائماً در حال پوست انداختن هستند رو به رو هستم،با انسان هايي رو به رو هستم كه نیرنگ و ريا اساس كارشان است و اين با ذات شاعر در تعارض است.به خاطر همين است كه فضاي اكثر شعر هايم تاريك است ،در خاتمه ذكر جمله اي از شيخ ابوالحسن خرقاني را لازم مي بينم،ايشان مي گويند:«هر كه در اين سراي آيد نانش دهيد و از ايمانش مپرسيد چه انكه در نزد خداي به جاني ارزد در نزد ابوالحسن به ناني ارزد.»

اميدوارم كه جامعه به مسيري سوق پيدا كند كه اين انديشه اساس كار باشد و تبعيض و بي عدالتي و عدم اعتماد به يكديگر از ميان برچيده شود. تا وقتي كه روابط انسان ها«در كل صحبت مي كنم» تيره و تار است و فضاي يأس آلود بر روح جامعه حاكم است يعني در انديشه اي كه از جامعه دارم سبزي بروز پيدا نكند نمي توانم خويشتن را از اين انتقاد وا رهانم.

بو پرده تازه باشلادي

تاقير تومليك سايا سيني يايراديپ دير بويرده
بو پرده تازه باشلادي
من خيالمدا،خيال آتيم اِيرلأپ
سايالاردان آشديم
آراسسا يوره گ گوزلأپ
چاغاليق باغينا دوشديم
اينا ملارا ساتاشديم
ياريم پُك اوينالينگ
چاغالار گلينگ
بير سالام گولينگ
آراميزدا قاميش كُپري يوق ايندي!
صحرامينگ قومي
گوزليرنگ نمي
ياسالدي پالچيق
مثلي بيريوره گ
مثلي بيرچوره گ
دوغوردان بيزه ايسي قوقايان
قاپي دان قاپا
كوچه دن كوچا
بوغداي نان گره گ
بيري ديدي:ياريم پُك
باري ديدي:آتانگ اويده يوق هنيز
بيرالده اوراق
بيرالده ياراق
يلديزلاري بوتومليگدن قورامانا گيديپ دير
پارتيلي پالچيق ساواش ميداندا
قاتي ياريلدي
ياريلدي پالچيق
آچيلدي يوره گ
يازيلدي ساچاق
ايچينده بولسا بير آغير سوراغ
هاني آق چوره گ؟
هاني اق يوره گ؟!
Open in new window

گفتگوی صمیمانه سایت دانشجویان و دانش آموختگان ترکمن با توی محمد ایازی شاعر برگزیده هیات داوران کنگره وحدت

* آقای ایازی لطفاً خودتان را بیشتر معرفی کنید ؟ ( تولد و تصحیلات )
- با سلام و عرض ارادت این حقیر در سال 1353 در یک خانواده پر جمعیت در محله بهلکه بابل گنبد به دنیا آمدم محله ای که به جهت فقر اقتصادی سپیده دمان تا پاسی از شب از هر خانه ای طنین دار قالی به گوش می رسید دخترانی که در هر تار و پود قالی شان رنجی نهفته بود تا گنجی برای دیگران میسّر کنند و شبها صدای لاله خوانی همین دختران بود در مبارزه با سرنوشت و تکرار این سئوال تلخ برای من ( گذشت امروز فردا را چه باید کرد ؟ ) در دوران کودکی برادر بزرگترم که نان آور خانه بود حین کار در کارخانه جان به جان آفرین تسلیم کرد در سال 68 بدو نوجوانیم پدر گرانقدرم نیز دارفانی را وداع گفت فقدان این دو عزیز تاثیری عمیق در روحیه و نحوه زندگی من داشت و موجب گشت که من فردی دائماً در تفکر و تامین معاش خانواده باشم و زندگیم بسان همسالانم نباشد تحصیل را تا اخذ دیپلم ادبیات ادامه دادم و بنا به دلایلی نتوانستم ادامه تحصیل دهم.


* آقای ایازی اگر ممکن است تعریفی از شعر ارائه دهید در ضمن شاعر از دیدگاه شما کیست ؟
- : شعر کلامی موزون است که عنصر خیال و تصویر در آن وجود دارد اما می خواهم بگویم که شعر آیا همین تعریف سنتی خود را دارد و آیا ما نباید تعریف جدیدی از شعر ارائه دهیم آیا خود را در قید و بند و یک چارچوب مشخص قرار دهیم و به افکار خود در همان چار چوب اجازه بروز دهیم حقیقت اینست که من به این مقوله چندان پایبندی ندارم و از دید این حقیر هر بیانی که به نوعی نگرشی در آن نهفته باشد هنر است که صدا البته اگر با ملزومات شعری همراه باشد تأثیر گذاری بیشتری خواهد داشت ارائه ترکیبات جدید – تصاویر بکر و مضمون نو و... پرسیدید شاعر کیست > کریم قربان نفس می گوید ( شاهیر لیق یانغین لیقدان باشلانیان اکن ) برای سرودن اولین مقوله داشتن قریحه شاعرانه است نوع نگاه یک شخص عادی به یک چیز با نگاه یک شاعر فرق می کند من باب مثال ممکن است شخصی از کنار شاخه شکسته ای بی تفاوت بگذرد ولی شاعر تصورات خویش را می پروراند و مثلاً می گوید روی آن شاخه پرنده ای آشیان داشته است و جوجه هایی که .. شاعر به مشاهدهایش عمق می بخشد البته باید بگویم که انسان فقط با سرودن شاعر نمی شود بلکه رعایت یکسری معیارهای انسانی که ذات انسان را به کمال رهنمون می کند لازم است . شما مطمئن باشید سرچشمه اگر گل آلود باشد آبی زلال نخواهید داشت برای شاعر شدن قلبی عادی از کدورت لازم است



* آقای ایازی لطفاً در مورد سبک شعری خودتان صحبت کنیدو همچنین اولین شعری که سرودید چه نام داشت ؟ - شعر نو کار می کنم گهگاهی هم شعر سپید به دو زبان فارسی و ترکمنی
سال 75 بود که احساس کردم، بایدبنویسم تا روح بیقرام آرام گیرد در اندیشه ام جامعه دو قسم بود و بخش سومی معنی نداشت فقیر و غنی و تقابل این دو در کارزار زندگی درون مایۀ بسیاری از اشعارم شد آن چیزی که خود نیز با تمام وجودم لمس کرده بودم به نظر من شاعر آیینۀ تمام نمای جامعه است در کنار زیباییهایی که وجود دارد نقصانها را نیز به درستی منعکس می کند اولین شعری که سرودم فارسی بود که مضمونی اجتماعی انتقادی داشت با عنوان چرا باید چنین باشد ؟

* آقای ایازی هدف از سرودنتان چیست ؟ و همچنین بهترین شعری که سروده اید لطفاً در این رابطه توضیح دهید ؟
- وقتیکه مضمونی به ذهنم خطور می کند با خود می گویم که افسار اسب خیالت را رها کن تا به هر کجا که باشد برود (پردازش خیال ) می خواهم بگویم که با استفاده از عنصر خیال و استفاده از ایماژهای مناسب در یک راستا سعی در بیان شاعرانه افکارم به صورت غیر مستقیم دارم باید بگویم هدف از سرودنم زنده و پویا نگاه داشتن زبان مادریم است . در رابطه با بخش دوم سئوال شما باید سخت است که بگویم کدامیک را بیشتر دوست میدارم ولی اشعار اولیه ام هر چند که به جهت زبانی غنی نیستند ولی چون پایه های تکامل شعریم را تشکیل می دهند از اهمیت ویژه ای برای من برخوردارند .

* آقای ایازی وضعیت شعر و ادبیات ترکمنی امروزی را چگونه ارزیابی می کنید
- شعر و ادبیات ترکمن در این چند سال اخیر رشد قابل ملاحظه ای داشته شاعران نو پرداز خوبی با ارائه کارهای ارزشمند ساختار ادبیات ما را از شکل سنتی به سوی شعر مدرن سوق داده اند اما تاکید می کنم که کافی نیست اعتقاد دارم که هنوز جای رشد وجود دارد جدای از این مسائل ما باید دارای اندیشه ای جهانی باشیم و از این قومی نگری صرف بیرون بیاییم و اشعارمان را و غنای ادبیاتمان را به جهانیان بشناسانیم و برای اینکار باید بر روی ترجمه کار کنیم البته این حقیر اخیراً مقاله ای در باب فرایند ابهام در ادبیات مدرن و ارتباط آن با ترجمه ارائه دادم که این فقط پلکان اول است و هنوز راه درازی مانده است ادبیات داستانی ما و شاعران جوان نوپرداز ما شایستگی فتح مدارج بالای جهانی را دارند به شرط اینکه بهای لازم را به آنها و کارهایشان بدهیم در ضمن ما باید نقد اشعار را ساختارمند بکنیم و آستانه تحمل را بالا برده حس انتقاد پذیری را تقویت کنیم چرا که لازمه پیشرفت نقد پذیر بودن است اعتقاد دارم که منتقد خوب کم داریم و از این تعداد کم نیز استفاده بهینه ای به عمل نمی آوریم چرا که بعضی از دوستان فرقی بین نقد و غرض نمی گزارند که این مسئله باید به صورت ریشه ای در عرصه ادبیات ما فرهنگ سازی شود .

* آقای ایازی یک ارتباط شاعرانه بین شعر و موسیقی بیان کنید ؟
- شعر و موسیقی مانند دو بال کبوتر هستند که روح سرگشته آدمی را به مراتب کمال انسانیت سوق می دهند .


* عشق در یک کلام شاعرانه ؟
- وادی حیرت و حسرت

* و مادر ؟
- ترجمان طبیعت ، مظهر صبر و استقامت

* آقای ایازی اگر ممکن است در مورد تخلص شعریتان بگویید که چرا غریب را انتخاب نمودید ؟
- به جهت اینکه زبان گویای مردم رنج کشیدۀ صحرا باشیم تخلص شعریم را غریب گذاشتم

*آقای ایازی آیا آثار چاپ شده دارید ؟
- برخی از اشعارم در نشریه صحرا و فصلنامه فراغی چاپ شده است هم اکنون نیز مجموعه ای از اشعار ترکمنی با ترجمه فارسی با عنوان لحظه های دلتنگی آماده چاپ دارم که متاسفانه فعلاً با توجه به مشکلات مالی قادر به چاپ آثارم نیستم

* آقای ایازی نظر شما درباره سایت دانشجویان و دانش آموختگان ترکمن ایران چیست ؟
- از شما به جهت اطلاع رسانی به روز و همچنین با توجه به نقشی که در رشد و تعالی فرهنگ و ادبیات ترکمن با بهادادن به جوانان و معرفی آثار آنان دارید سپاسگزارم

آقای ایازی ممنون از اینکه وقتتان را در اختیار ما گذاشتید
- من هم تشکر می کنم.
منبع: turkmenstudents.com

صفحه مناسب چاپ برای دوستتون بفرستید از این خبر یک pdf بساز
 
بی‌شک دیدگاه هر کس نشانه‌ی تفکر اوست، ما در برابر نظر دیگران مسئول نیستیم
فهرست
ورود (ويژه مديران سايت)
شناسه‌ی کاربری:

گذرواژه:


گذرواژه را فراموش کرده‌اید؟
تبلیغات

  

 

Design & Hosting By:  ilyadgonbad.com