مطالب سايت
شعر : گؤلیار/ایوب گرکزی
فرستنده sobhan در تاريخ ۱۳۸۶/۹/۲۲ ۱۸:۲۰:۰۰ (341 بار خوانده شده)

بؤلؤت لر ام، گؤچیپ باریار
باریاردا بیر یرده ، یاغیار
قؤراپ یاتان قارا یر- ام
هم بگن یار ، همده گؤلیار

اؤنگ درده درمانی بارمی
یا درمانسیز دردی بارمی
جیداملی یا ارکی بارمی
دامجه لارا ، بیلنمیار

یر اؤستیندا دومان اؤتیر
جیدامانی ائراپ اؤتیر
ایناملی یر قایناپ اؤتیر
بؤ سر هیچوقت بیلنمیار

دامیانلار ، دامجا لار دامیار
دردی شیدیپ بر آز یویار
باشدان آشه ، درده یؤنه
آسمان آغلاپ زمین گؤلیار

ترجمه
ابرها کوچ میکنند
در نقطه نامعلومی میبارند
زمین تشنه لب
ز شادی خندان است
او درد دارد
یا درد بی درمان
مجهول برای قطرات
باران است
زمین پر از کولاک است
کولاک نیز زدرد
آب است
این زمین مطمئن ،
غلیان است
این سرّیست نامعلوم
قطرات باران
سرگردان است
باران میبارد
تا زمین را دهد تسکین
ولی بی انتها دردیست
که آسمان می گرید
و زمین نیز می خندد .

صفحه مناسب چاپ برای دوستتون بفرستید از این خبر یک pdf بساز
 
بی‌شک دیدگاه هر کس نشانه‌ی تفکر اوست، ما در برابر نظر دیگران مسئول نیستیم
فهرست
ورود (ويژه مديران سايت)
شناسه‌ی کاربری:

گذرواژه:


گذرواژه را فراموش کرده‌اید؟
تبلیغات

  

 

Design & Hosting By:  ilyadgonbad.com