فرستنده sobhanدر تاريخ ۱۳۸۶/۴/۲۰ ۲۰:۵۰:۰۰ (547 بار خوانده شده)
من در سال 1342در خانواده اي كه رزق خود را با عرق جبين كارگري بدست مي آورد، گريان چشم به جهان گشودم .با ديدن برج رو به فلك كشيده قابوس آرزوي پرواز در دلم را به بلنداي آسمان داشتم. از شير پاك مادرم و با دسترنج پدرم در سن هفت سالگي پاي به مكتب گذاردم و در دوم ابتدايي به علت بيماري كه دچارش شدم از مدرسه رفتن باز ماندم.پس از گذشت يك سال با اراده اي قوي به درس خواندن ادامه دادم. اما گويي اينكه حوادث در كمين باشند در دوم راهنمايي بر اثر تصادف با تخت بيمارستان آشنا گشتم.به نظرم افكار و آرزوهاي جوانيم كمي متفاوت از همسالانم بود. نوشتن و سرودن و بجاي ماندن را دوست داشتم. هر چند بي برنامه مي نوشتم و پاره مي كردم و جرإت اينكه به كسي نشان دهم را نداشتم . وقفه اي در امر تحصيل درس پيش آمد . و بر حسب رسم زمانه براي آموختن علوم ديني و قرآني راه به حوزه يافتم و كمتر از يك سال سعادت حفظ قرآن كريم را يافتم . به هر حال روزگار سپري مي گشت كه اولين نوشته خود را در ماهنامه سلام بچه ها فرستادم كه با ديد منفي مسئولان ماهنامه به چاپ نرسيد . دومين نوشته را از از شبكه راديوئي جوان موج fm برنامه شبهاي سپيده توسط مجري برنامه آقاي دوستي خوانده شد و نيز در برنامه ضيافت اميد توسط مجري برنامه قطعه اي به نام دنياي يك نابينا خوانده شد و مرا برنده مسابقه اعلام كردند.ولي هديه شان به دستم نرسيد. و نيز در ماهنمامه صحرا به چاپ رسيد . هميشه آرزوي تحصيل داشتم. در سال 1380 عازم شيراز شدم و در انتشارات قلم مفيد مشغول به كار شدم. در سال 1383 كتابهاي در گيسوي تو- عروس باهم به چاپ رسيد. و اشك لحظه ها در مهار – نامهاي اشك رؤيا ، اشك يك نويسنده و جدائي و كتاب افسانه در يك جلد و دايره المعارف رئوف در هفت جلد كه در آينده اي نه چندان دور به چاپ خواهد رسيد.
بیشک دیدگاه هر کس نشانهی تفکر اوست، ما در برابر نظر دیگران مسئول نیستیم
پاسخ به: يوسف قليچ پور
فرستادهشده در تاریخ: ۱۳۸۷/۱۲/۳ ۴:۳۸ به روزشده در تاریخ: ۱۳۸۹/۲/۱۷ ۵:۳۲
سلام به مدیریت سایت ترکمن میراث امیدوارم که همیشه سالم وتندروست باشید لطفا سایت رسمی مرا در سایتتان درج کنید متشکرم یوسف قلیچ پور «رئوف»http://worldturkmen.com//