مطالب سايت
معرفي كتاب : چشمانم زنده است/هادي خرمالي
فرستنده sobhan در تاريخ ۱۳۸۶/۴/۱۸ ۱۵:۵۰:۰۰ (477 بار خوانده شده)

Open in new window
اين اثر، عنوان داستان بلندي است. در زير خلاصه‌اي از آن را مي‌خوانيد:
سه دوست به نام‌هاي ياشا، مراد و آنا در روستايي در شهرستان تركمن‌چاي زندگي مي‌كنند. ياشا دوست دارد دكتر شود. او خواهري به نام سونا دارد كه نابيناست. ياسا مي‌خواهد پزشك شود تا چشم‌هاي خواهرش را مداوا كند.
سه دوست با هم تحصيلات دبيرستان را به پايان مي‌رسانند. ياشا براي خواندن درس پزشكي، عازم خارج شده و در آن جا ازدواج مي‌كند. مراد با يكي از دخترهاي همكلاسي‌اش ازدواج مي‌كند و "آنا" در دل مهر "سونا" -خواهر ياشار- را مي‌پروراند. جنگ آغاز مي‌شود. آنا كه معلم است، درس را رها كرده و به همراه مراد عازم جبهه مي‌شود. مراد در يك عمليات شهيد شده و آنا زخمي مي‌شود. ياشا بعد از اتمام درسش از خارج باز مي‌گردد و به ديدار دوستش آنا مي‌رود. آنا به ياشا پيشنهاد مي‌كند كه... .

صفحه مناسب چاپ برای دوستتون بفرستید از این خبر یک pdf بساز
 
بی‌شک دیدگاه هر کس نشانه‌ی تفکر اوست، ما در برابر نظر دیگران مسئول نیستیم
فهرست
ورود (ويژه مديران سايت)
شناسه‌ی کاربری:

گذرواژه:


گذرواژه را فراموش کرده‌اید؟
تبلیغات

  

 

Design & Hosting By:  ilyadgonbad.com