فرستنده adminدر تاريخ ۱۳۸۸/۵/۱۰ ۲۱:۵۰:۰۰ (187 بار خوانده شده)
جلسه ماهانه انجمن شعر و ادب تركمني ميراث در مردادماه با حضور جناب آقاي حاج خليل صيادي در مورخه 2/5/88 روز جمعه از ساعت 10 الي 12 صبح در محل دفتر مشترك نماينده محترم گنبدكاووس و انجمن ميراث واقع در طبقه فوقاني پاساژ شهرداري برگزار شد. در اين جلسه كه با حضور اعضاي انجمن، مسئول بنياد مختومقلي و تعدادي از علاقهمندان و مهماناني از تركيه برگزار شد؛ ابتدا آقاي منصور طبري ضمن خوشآمدگويي به حضار و مهمانان، آقاي حاج خليل صيادي را جهت سخنراني به جايگاه، دعوت نمود. آقاي صيادي در ابتدا خود را اين چنين معرفي نمود: بنده حاج خليل صيادي متولد سال 1329 گنبدكاووس فرزند مرحوم حاج محمدصفا آخوند صيادي ميباشم. تحصيلات مقطع ابتدايي و دبيرستان را در زادگاه خود به اتمام رسانيدم.
مقطع ليسانس را در رشته الهيات در دانشگاه مدينه منوره اخذ نمودم و مقطع فوقليسانس را از دانشگاه الازهر مصر در رشته علوم علم حديث در سال 1357 اخذ نمودم. دوباره در مدينه منوره تا سال 1365 به عنوان كارمند شركت هواپيمايي مشغول به كار شدم. و در سال 65 به كشورم ايران مراجعت نمودم از سال 66 لغايت 68 در فرمانداري گنبد به عنوان دبير كميسيونهاي فرمانداري مشغول به كار شدم. بعد از استقلال تركمنستان در سال 1992 به تركمنستان رفته و در دانشگاه دولتي مختومقلي عشقآباد به مدت 3 سال تدريس نمودم. در حال حاضر نيز در دانشگاه مذاهب اسلامي تهران مشغول به تدريس ميباشم. وي سپس به ارائه بحث خود تحت عنوان زندگي و آثار احمد گرگانلي پرداخت كه خلاصه آن را در زير ميآوريم: احمد آخوندوف گرگانلي فرزند رجب آخوند و رجب آخوند فرزند الله قلي شاعر ميباشد. وي به سال 1909 ميلادي در كمشدفه متولد ميشود، تحصيلات ابتدايي را نزد پدرش رجبآخوند فرا ميگيرد و تحصيلات متوسطه را در دروس فارسي و تركي در زادگاه خود به پايان ميرساند. وي در سال 1926 از كمشدفه به كشور تركمنستان مهاجرت ميكند و در مدرسه متوسطه عشقآباد مشغول تحصيل شده، پس از 4 سال تحصيل در عشقآباد در سال 1930 توسط وزارت فرهنگ تركمنستان به لنينگراد اعزام ميشود و در دانشگاه اين شهر به تحصيل ميپردازد. وي در سال 1933 در انستيتوي زبانشناسي لنينگراد تحصيلات خود را در رشته ادبيات به اتمام ميرساند و به عشقآباد باز ميگردد. از سال 1933 الي 1940 در انستيتوي زبان و ادبيات دولتي تركمنستان مشغول به كار ميشود. وي در سال 1940 در دانشگاه لنينگراد در مقطع فوق ليسانس به ادامه تحصيل ميپردازد. در همين سال وي به عضويت رسمي شوراي مشترك نويسندگان شوروي سابق در ميآيد و همچنين در دانشگاه دولتي لنينگراد به تدريس دانشجويان ميپردازد. وي در ماه مارس سال 1940 به واسطه حسادت بعضي از دوستانش به جبهه جنگ اعزام ميشود ولي دانشمندان مسكو با تاكيد بر اين كه جبهه جنگ جاي اساتيد نميباشد او را به عشقآباد باز ميگردانند، احمد گرگانلي در عشقآباد مجدداً در انستيتوي زبان و ادبيات تركمن مشغول به كار ميشود. وي در سال 1943 مجدداً به جبهه جنگ اعزام شده و به درجه شهادت نائل ميشود. هاجر بيبي نفساووا شاعره شهير تركمنستان و خواهر احمد گرگانلي در غم شهادت احمد گرگانلي مرثيهاي سوزناك سروده است. احمد گرگانلي در زمان حيات خويش آثار و مقالات خود را در مجلات و روزنامههاي عشقآباد با نام احمد صيادي منتشر ميكند. در لنينگراد هم اشعار او در روزنامهها چاپ ميشود بخصوص شعر معروف او بنام ميشنوي اي ايران؟ احمد آخوندوف گرگانلي علاوه بر سرودن شعر، مجموعه داستان كودكان را نيز تأليف نموده است. وي همچنين در زمينه ترجمه وارد گود شده و كتاب زن هندي را از فارسي به تركمني ترجمه نموده است. نامبرده در گردآوري و تنظيم و نشر آثار و ادبيات تركمن نظير قورقوتآتا، آزادي، مختومقلي، غايبي، شاهبنده، ملانفس، سيدي، ذليلي، كمينه و آثار ديگر زحمات زيادي را به دوش كشيده است، بدين جهت اساتيد ادبيات تركمن به وي لقب كاروانسالار ادبيات علمي تركمن دادهاند. كتاب آثار و احوال مختومقلي كه از بزرگترين كارهاي تحقيقي احمد گرگانلي ميباشد حدود سال 1930 به رشته تحرير در ميايد ولي به دلايل نامعلوم به چاپ نميرسد. اين اثر 114 صفحهاي دستنويس مفقود ميشود، به نظر محققين احتمال گم شدن اين اثر در زمينلرزه سال 1948 عشقآباد دور از انتظار ميباشد. در سال 1991 به دستور نيازوف رئيسجمهور وقت تركمنستان به پاس تجليل از خدمات عالم احمد گرگانلي مراسمي در بخش حسنقلي استان بالكان به مناسبت نامگذاري يكي از دبيرستانهاي اين بخش به نام احمد گرگانلي برگزار شد كه در اين مراسم اوكتاي فرزند ارشداحمد گرگانلي نيز حضور داشت پس از پايان مراسم در راه بازگشت به نفتداغ، اوكتاي مرا به منزل خود برده و قفل صندوقي كه تاكنون باز نشده بود را باز كرده آثار دستنويس احمد گرگانلي و تعدادي از نامهها را نشان داده و توضيح داد كه پس از زمينلرزه عشقآباد (1948) كه در آن مادرم در زير آوارها شهيد شد آن وقت من 12 ساله بودم و دائيم (مأميش) من و برادر كوچكترم، آلتاي را به نفتداغ آورد و اين صندوق را من آن زمان با خود به نفتداغ آورده بودم و تا به حال درب آن را باز نكردهام. در اين صندوق علاوه بر قسمتهايي از اثر دستنويس آثار و احوال مختومقلي، چندين نامه از پروفسور برتلس (استاد ادبيات شرق) و عطا قووشودوف و خود احمد گرگانلي موجود بود در نامه برتلس به احمد گرگانلي، برتلس آثار با ارزش احمد گرگانلي را ستوده و آن را براي كودكان، نوجوانان و كليه اقشار جامعه با ارزش دانسته و اقرار كرده بود كه اين آثار مرا از احتمال اشتباهي كه ممكن بود در مورد ادبيات تركمن انجام دهم منع نمود در اين صندوق شعر معروف احمد گرگانلي بنام اشيديارمينگ اي ايران كه در 2 روزنامه به چاپ رسيده بود موجود بود. احمد گرگانلي در اين مدت عمر كوتاه خود كارهاي بزرگ و با ارزشي در زمينه ادبيات (شعر و نثر) فولكلور، ترجمه و ... به جا گذاشته است. وي 2 كتاب مستند خود به نام كمشدفه يادلامالاري را در سال 1303 خورشيدي در كمشدفه نوشته است. قطعههايي از شعر احمد گرگانلي با نام بولسين كه در سال 1943 سروده است: تركمن اوغلي آرلاپ گيرسنگ ميدان يان يولداشينگ كسگير قليچ، آت بولسين گؤراوغلي دك قدرت گؤركز دوشمانا اهلي ايلينگ بوتين حالقينگ شادبولسين ضاربينگدان قودوزلار كؤپ ادسين دادي گرك قوچ ييگدينگ قوواتلي بادي دوينأگه يايراسين واطانمزينگ آدي ينگيشلردن تاريخ قات با قات بولسين
پس از پايان سخنراني جلسه پرسش و پاسخ برگزار شد و سپس پذيرايي از حضار انجام شد، در ادامه شاعران تركمن استاد اراز نيازي، تويمحمد ايازي، رجب مختوم و مير زنجاني (شاعركرد) اشعار خود را قرائت نمودند سپس مهمانان تركيهاي آقايان دكتر فرزاد مرجاني، وحيد صوفيزاده و حاج جلالالدين سيدي طي سخناني كوتاه به معرفي و نقطه نظرات خود پرداختند در اين جلسه همچنين آقاي عيد محمد مفيدي نيز راجع به كارهاي مطبوعاتي خود توضيح داد.
گزارش از فرهاد قاضي عضو هيئت مديره انجمن شعر و ادب تركمنی ميراث
بیشک دیدگاه هر کس نشانهی تفکر اوست، ما در برابر نظر دیگران مسئول نیستیم